مادر عزیزم



سلام مادر

 مادر...سلام
نامه ای را که بر روی گلبرگ هایی از دلتنگی نوشتم در سکوتی زیبا آب برد...
من خدا را نقاشی کردم مادر...خدا به شکل بوسه های تو بر پیشانی من بود...
مادر، من از آن آخرین بدرقه ات تا پشت دیوار بیکسی نوشتم و بغض کردم...
مادر..در اینسوی بیخوابی...من هر شب پر نورترین ستاره را تو میبینم...
شنیده ام کوله بار دوران کودکی مرا سنگ صبور خویش کرده ای مادر...
من هم در آن آیینه که دادی یادگاری..در آن هر شب تصویری از تبسم تورا میبینم...
مادر..ای زیباترین احساس...قشنگترین بنفشه...ستاره ام را چندیست گم کرده ام

شنبه بیست و سوم مهر 1390  توسط بهنام  |

 

دلتنگ

دلتنگتم مادر

جمعه بیست و هشتم شهریور 1393  توسط بهنام  |

 

کاش

کاش بودی تا دلم تنها نبود

  تا اسیر غصه فردا نبود

کاش بودی تا برای قلب من

زندگی این گونه بی معنا نبود

یکشنبه هشتم تیر 1393  توسط بهنام  |

 

ای خدا

ای خدا دلم تنگ شده واسش ....... ای خداااااااااااااا

جمعه شانزدهم خرداد 1393  توسط بهنام  |

 

بزرگ هم شده

حتی اگر بزرگ هم شده باشی باز در نگاه من بچه ای ، مثل همون روزای اول زندگیت...!
♥ مــــــــــــادر ♥

سه شنبه ششم خرداد 1393  توسط بهنام  |

 

دلتنگ

مادر

 

شنبه شانزدهم فروردین 1393  توسط بهنام  |

 

مادر

مادر دلتنگتم

چهارشنبه سی ام بهمن 1392  توسط بهنام  |

 

چَـند سالـــه

مادر یعنی زندگی 
مادر یعنی عشق 
مادر یعنی مهر 
مادر یعنی اون فرشته ای که با اشکت ، اشک میریزه 
با خنده هات می خنده 
مادر یعنی اون فرشته ای که نگاهش به توئه و با هر...
لبخندت ، زندگی میکنه 
مادر یعنی اون فرشته ای که موهاش سفید میشه برای بزرگ کردنت
و به تو میگه ؛ پیر بشی مادر ، درد و بلات به جونم...
مادر یعنی اون فرشته ای که صبح که خوابی آروم میز صبحونه رو 
میچینه تا وقتی بلند شدی زندگی رو لمس کنی 
مادر یعنی اون فرشته ای که شبایی که غم داری یا مریضی تا صبح 
بالا سرت می شینه و نگرانه 
مادر یعنی اون فرشته ای ، که وقتی موقع کار میگی خسته شدم 
با اینکه پاهاش درد میکنه میگه تو بشین مادر من انجام میدم 
مادر یعنی اون فرشته ای که هیچ وقت باور نمیکنی مریض بشه یا پیر
بشه چون همیشه و توی هر حالتی به روت لبخند میزنه 
مادر یعنی اون فرشته ای که طاقت دیدن اشکاش رو نداری ...
مادر یعنی همه زندگی ... 

پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392  توسط بهنام  |

 

آسودگی

آسودگی از محن ندارد مادر...
آسایش جان و تن ندارد مادر...
دارد غم و اندوه جگر گوشه خویش...
ورنه غم خویشتن ندارد مادر...

جمعه هفدهم آبان 1392  توسط بهنام  |

 

تــــوی راه سرنوشت

تــــوی راه سرنوشت

میشـــه با عطـر تنت

تا خــــود خـدا رسید

میشــه چشــم نازتو

رو تن گلهــــا کـشید

مادرم جـــــونم فـدات

برم قــــربــون چشات

تو اگــــــــه نگام کنی

جون میدم واس نگات

چهارشنبه هفدهم مهر 1392  توسط بهنام  |

 

مادر ای غمخوار

مادر ای غمخوار غمهای تنم      آنکه با مهرت هم آغوش است منم

در زمانی کودکی بودم حقیر       پا  به  پایم  آمدی  مادر چو  شیر

مدتی با رنج وزحمت در برم        خستگیهایی   کشیدی    مادرم

گر کسی یارم نباشد در جهان         یار من هستی تو یاری مهربان

خوش بگفت پیغمبر نیکو سرشت      زیر پای مادران باشد بهشت

حق تو باشد گران بر گردنم         زحمتت را من چه سان جبران کنم

آرزو دارم نبینی هیچ ملال            مادرم فرزند خود را کن حلال

چهارشنبه هفدهم مهر 1392  توسط بهنام  |

 

نبودن هایى

نبودن هایى هست که هیچ بودنى جبرانشان نمیکند و آدمهایی هستند که هرگز تکرار نمیشوند و تو آنگونه ای مـــــــــــــــادر …

دوشنبه یازدهم شهریور 1392  توسط بهنام  |

 

ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ

ﻣﺎﻣﺎﻧﯽ 
ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺑﻪ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﻋﺎﺩﺕ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢﻫﯿﭽﻮﻗﺖ
ﭼﻘﺪ ﺧﻮﺏ ﻣﯿﺸﺪ ﺍﮔﻪ ﺁﻏﻮﺵﻣﻬﺮﺑﻮﻧﺘﻮ ﺩﺍﺷﺘﻢ

یکشنبه ششم مرداد 1392  توسط بهنام  |

 

هنوز هم

 

هنوز هم هر جا نامت را میشنوم...
به لرزه می افتم مــــــــــــاد­رم...
هر جا مادری را با فرزندش میبینم..
زیر لب میگویم من هم روزی مــــــــادر داشتم...
من هم روزی گرمای وجودش را داشتم...
مــــــــــادرم ­ کاش میدانستی این روزها بیشتر از گذشته به وجودت احتیاج دارم..
اما میدانم تو هنوز هم پیش خدا واسطه حل مشکلات من هستی...
این اطمینان را،از آرامش قلبم دارم...

چهارشنبه بیست و ششم تیر 1392  توسط بهنام  |

 

مرغ هوايي

نويسم نامه اي از بينوايي
ببندم بر پر مرغ هوايي
ببر مرغك به دست مادرم ده
بگو صد دادو بيداد از جدايي...

 

یکشنبه دوم تیر 1392  توسط بهنام  |

 

یه بار

یه بار یکی بهم گفت:
میخوای دنیارو داشته باشی؟!!
گفتم: دنیا توو دستامه وقتی:
لبخند مادرم جلو چشامه...
صدای مادرم توو گوشمه...
دستای مادرم
پناهمه

یکشنبه پنجم خرداد 1392  توسط بهنام  |

 

روز

روزت مبارک مادرم

(کاش بودی برات گل میگرفتم ای کاش)

چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392  توسط بهنام  |

 

روز مادر

چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392  توسط بهنام  |

 

امروز

 

امروز با شاخه گلی سرخ ودستانی لرزان به دیدارت می آیم
این اشک های من از سردلتنگی است
دلتنگی برای بوسه زدن بر دستهای مهربانت
کاش بودی...
امروز دلم آتش گرفت ودوباره جای خالیت را حس کردم
می دانم جای تو خوب است
وفرشته های آسمان امروز را برایت جشن می گیرند
آخر میدانم که بهشت زیر پای توست....
کاش فقط امروز نگاهت را داشتم
خدایا کاش فقط یک بار دیگر
آغوشش را داشتم

سه شنبه سوم اردیبهشت 1392  توسط بهنام  |

 

میدونی

میدونی دلتنگی یعنی چی؟
دلتنگی یعنی اینکه: بشینی به خاطراتت با مادرت فکر کنی ..
اونوقت یه لبخند بیاد رو لبت ..
ولی چند لحظه بعد ...
شوری اشکهای لعنتی ، شیرینی اون خاطره ها رو از یادت ببرند

پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392  توسط بهنام  |

 

 





 

 

سلام مادر
دلتنگ
کاش
ای خدا
بزرگ هم شده
دلتنگ
مادر
چَـند سالـــه
آسودگی
تــــوی راه سرنوشت

 

شهریور 1393
تیر 1393
خرداد 1393
فروردین 1393
بهمن 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390

 

 

گرد دل
alonegirl
به یاد مادر
ما اخرشیم
فریاد سکوت
زندگی یعنی
ستاره رویایی
مهربان باشیم
نوشته های من
بــی حــوصـــلــه
رویــای عـــشـــق
پرسشی برای پرواز
نگاهی دوباره(سوده)
سکوت همیشگی باران
فقط برای دلتنگیم مینویسم
من در این دنیا غریبم ای خدا
حرفهایی که به سختی کلمه میشوند
هر کسی به رسم دوستی دلم را شکست
این صدای نفس خاطره هاست که چنین دلگرمیم

 

 

RSS 2.0

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

 

اسلایدر