میزبان غم ها

مادر همیشه میزبان غم ها و ناراحتی های ماست!
کاش بتوانیم او را در شادی هامان نیز شریک کنیم

یادمه

یادمه اونوقتاکه کوچیکتر بودم مریض میشدم،مامانم میگفت دردت بجونم دردت بِه تَنم :
حالا میفهمم که چرا هرچی من بزرگتر شدم مامان دردمندتر شد )):
ای کاش بودی تا جبران میکردم

همیشه

همیشه دستات رو محکم میچسبیدم
انگار همه چیزای دنیا تو دستــــــــــای تو پیدا می شدن
دستای بزرگت رو می گرفتم و پابه پای قدمای کوچیک من می شدی
اینقدر دلگرم از این تکیه گاه گرم بودم

بزرگ‌ترین لذت زندگی

بزرگ‌ترین لذت زندگی وقتیه که خودتو می‌زنی به خواب
مادرت میاد یواشکی پیشـونیت رو میبوسه و قربون صدقه ات میره

کاشکی الان اون لحظه بود ...