مادر...سلام

تا بزرگ ترین شیطنت زندگیم نقاشی روی دیوار بود !
ای کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم
نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم
ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه ی مادر همه چیز را فراموش میکردم

تو در جان منی

تو در جان منی من غم ندارم

تو ایمان منی من کم ندارم

اگر درمان تویی دردم فزون باد

وگر معشوقه ای سهمم جنون باد

تویی تنها تویی تو علت من 

تو بخشاینده ا ی بی منت من

صدایم کن صدای تو ترانه ا ست

کلامت آیه هایی عاشقانه است

تو را من سجده سجده می پرستم 

که سر بر خاک بر زانو نشستم مادرمن

زندگی

زندگی باغ و بهارش مادر است،افتاب و چشمه سارش مادر است،هر که را بینی به دنیا سر بلند اولین اموزگارش مادر است