مادر

مادر، می خواهم با اشک هایم، گلی بپرورم به رنگ خون دل و به قامت هزاران دریغ و آه، و روز مادر، بر مزارت گذارم. مادر، در این روز، آهم را بنگر و دریغم را شاهد باش. هنوز باور ندارم که تو رفته ای. هنوز دست احساس تو را حس می کنم. تو زنده ای!

تنها چه خواهم کرد

من تنها چه خواهم کرد بی تو چه خواهم داشتن جز درد
       بی تو بیا مادر بیا بنگر که این غم سرقلبم چه ها آورده بی تو.

سکوت

سکوت و خلوت بغض شبانه


چه دلگیر است بی تو حجم خانه


تو رفتی و دلی دارم که هر دم


برای گـــریــــه می گیرد بهانه


مادر بی تو چه کنم

 

مادر بی تو با این دنیا چه کنم

مادر بی تو با این خاطرات چه کنم

مادر بی تو با این اشک ها چه کنم

مادربی تو  با این غم هام چه کنم

مادر بی تو با این تنهایی چه کنم

مادر بی تو با این روزگار چه کنم

مادر بی تو با این زندگی چه کنم

مادر بی تو بااین دلم چه کنم

مادر بی تو با این دلواپسیم چه کنم

مادر بی تو با این دلتنگیم چه کنم

مادر بی تو چه کنم

 

مادرم آخرین

 

مادرم آخرین لحظه دیدار تو

آخرین لحظه عمر من بود

مادرم آخرین حرفهای تو

آخرین لالایه های من بود

مادرم آخرین اشک های تو

آخرین گریه های من بود

مادرم آخرین مهربانی تو

آخرین مهربانی دنیای من بود

بنویسم از این غمها

دلم خسته ست از این دنیا

از این دنیای وا نفسا

از آوارش که ریخته بر سر ما

چه بنویسم که عمریست در پی غمها روانم

روانم در پی غمها و راه خود نمی دانم

نه از شب می نویسم نه از روزهای تکراری

نه از ماها نه سالهای بیزاری

چه بنویسم از :

مکرر ها مرارتها

شرارتها مصیبتها

از آدمهای دل سنگی

تهی از هر محبتها

از دفتر خاطراتی که

ندارد یک صفحه از قشنگیها

از عشقای کوتاهی که

در نطفه می کشد آرزوها

مرا نای نوشتن نیست

چه بنویسم از این غمها

از این عصیان انسانها

به پایان میرسم آخر

در این بن بست طوفانها

گفتم مادر

گفتم مادر! ... گفت: جانم
گفتم درد دارم! ... گفت: بجانم
گفتم خسته ام! ... گفت: پریشانم
گفتم گرسنه ام! ... گفت : بخور از سهمِ نانم
گفتم کجا بخوابم! ... گفت: روی چشمانم
...
اما یک بار نگفتم:
مادر من خوبم
شادم...!

همیشه از درد گفتم
و از رنج.....!

نمک بر زخم پاشیده

تپش های دلم مادر     هوای بودنت دارد

دل من تنگ دیدارست     تپش بس بی رمق دارد

تو زخم دوریت کم بود؟     نمک بر زخم مرهم بود؟

بدان این فاصله ماست     نمک بر زخم من دارد

فرصت

تا آمدم که ببینم چگونه است مادر

انگار که صدها سال ازکنارم رفته بود

تا آمدم به دستش دهم گلی برسم یادبود گلچین

روزگار باغ را به دستش سپرده بود

تاآمدم بخاطر یک عمر محبتش پیشانیش ببوسم

و نوازشش کنم دست ستایشگر

باد، شاخه های شکسته را از درخت عمرش چیده بود

و بر سر مزارش کشیده بود تا آمدم

باردیگر از لبخندش بگیرم درس درس گذشت و شکست و مهربانی را

صد آه و صد افسوس که رسم روزگار روح پاکش را زجانش ربوده بود

پایان هرخوشی غمی نهفته است این گفته سالها بر دل من نشسته بود

مادر

برایت یک بغل عطر گل سرخِ .
یک سبد بوی اقاقی .
دلی همچون گل شقایق .
جامه ای از یاس و شب بو.
برایت یک گلستان هدیه دارم .
تقدیم به مادر مهربانم
روز مادر را به همه مادران ایران زمین تبریک میگم
قدر مادراتون بدونید و همیشه دست بوسشون باشید
مادر دوستت دارم خیلی زیاد

دوست دارم

دوست دارم

دوست دارم با تو در باران قدم بزنم و تو را
که به زلالی باران هستی در کنارم داشته باشم
دوست دارم تو را که سرسبز ترین خاطره ذهنم
هستی.برای همیشه چون ترانه های کودکی ام
زمزمه کنم.دوست دارم فقط تو را از خدا آرزو
کنم .فقط تو را ....

مادر

مادر
ااي مهربان ترين فرشته كاش بودي
مرا در آغوش مي گرفتي
من به دستان گرم تو محتاجم
.بدون حضور تو اي مادر
درياي مواج پا بسته مردابم.
در يك شب به ياد ماندني
كه به جاي باران ستاره
بر زمين مي بارد به خوابم بيا!
كاش اتاق كوچكم پر از عطر خوش تو شود.

مادر به من بگو

 

مادر به من از زندگی بگو

مادر به من از عاشقی بگو

مادر به من از دوست داشتن بگو

مادر به من از مهربانی بگو

مادر به من از ایثار بگو

مادر به من از فداکاری بگو

مادر به من از دلدادی بگو

مادر به من بگو

 

مادر فرشته نگهبان من

بعد از تو از کدام دریچه آسمان را به تماشا بنشینم

 و با کدام واژه عشق را معنا کنم

 بی تو

همه ی فصلها خاکستری

و همه ی ستاره ها خاموشند

کیفر شکستن دل من چند جاده غربت

و چند آسمان تنهایی است

باور کن

من هنوز هم

به قداست چشمان تو ایمان دارم مادر .

التماس دعا مادر

خــــدا کند که بدانی چقدر محتاج است      

     نگاه خسته من به دعای چشمانت مادر

مادر ای پیغمبر زیبای عشق

 

ما در ای والاترین رویا ی عشق

ما در ای دلوا پس فردای عشق

ما در ای غمخوار بی همتا ی من

اولین و آخرین معنای عشق

زندگی بی تو سراسر محنت است

زیر پای توست تنها جای عشق

ما در ای چشم و چراغ زندگی

قلب رنجور تو شد دریای زندگی

تکیه گا ه خستگی ها یم توئی

ما در ای تنها نرین ما وای عشق

یا د تو آرام می سا زد مرا

از تو آهنگی گرفته نا ی عشق

صوت لالائی تو اعجا ز کرد

ما در ای " پیغمبر زیبای عشق "

ما ه من پشت و پنا ه من توئی

جا ن من ای گوهر یکتا ی عشق

دوستت دارم تو را دیوانه وار

از تو احیاء شد چنین دنیا ی عشق

ای ا نیس لحظه های بی کسی

در دلم برپا شده غوغای عشق

تشنه آغوش گرم تومنم

                        من که مجنونم توئی لیلای عشق