همسنگ

همسنگ تمام نبودن هایت... به این شبهای اندوه بار اشک بدهکارم 
و به اندازه همه آرامشت .... به چشمان بیقرارم خواب
برای ترسیم دغدغه هایم .... کنج آغوش امنت را کم آورده ام 
و برای تسکین دردهایم .... تمام نوازش دستهایت را
صادقانه بگویم ....
من کم آورده ام !!!
من همه ی بودنها را ... در نبودنهایت کم آورده ام

ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺩﺭﺩ ﺩﻧﻴﺎ

ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺩﺭﺩ ﺩﻧﻴﺎ ﺍﻳﻨﻪ ﮐﻪ ﺑﺒﻴﻨﻲ،ﺍﻭﻧﻲ ﮐﻪ ﺗﺎ
ﺩﻳﺮﻭﺯ ﺩﺭﺩﺍﺗﻮ ﻣﻲ ﮐﺸﻴﺪﻩ؛ ﺩﺍﺭﻩ ﺩﺭﺩ ﻣﻲ ﮐﺸﻪ...
ﺍﻭﻥ ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﻓﻘﻂ"ﻣــــــــــــﺎﺩﺭﻩ...
.
ﻣـﻮﺍﻇﺒﺶ ﺑﺎﺷﯿﻦ..

مادر...سلام

تا بزرگ ترین شیطنت زندگیم نقاشی روی دیوار بود !
ای کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم
نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم
ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه ی مادر همه چیز را فراموش میکردم

تو در جان منی

تو در جان منی من غم ندارم

تو ایمان منی من کم ندارم

اگر درمان تویی دردم فزون باد

وگر معشوقه ای سهمم جنون باد

تویی تنها تویی تو علت من 

تو بخشاینده ا ی بی منت من

صدایم کن صدای تو ترانه ا ست

کلامت آیه هایی عاشقانه است

تو را من سجده سجده می پرستم 

که سر بر خاک بر زانو نشستم مادرمن

زندگی

زندگی باغ و بهارش مادر است،افتاب و چشمه سارش مادر است،هر که را بینی به دنیا سر بلند اولین اموزگارش مادر است

جان منی مادر

تو در جان منی من غم ندارم
تو ایمان منی من کم ندارم
اگر درمان تویی دردم فزون باد
وگر معشوقه ای سهمم جنون باد
تویی تنها تویی تو علت من
تو بخشاینده ا ی بی منت من
صدایم کن صدای تو ترانه ا ست
کلامت آیه هایی عاشقانه است
تو را من سجده سجده می پرستم
که سر بر خاک بر زانو نشستم مادرمن

مادرم

مادرم دستهایت تنها بالشی است که وقتی سر بر او دارم کابوس 
نمی بینم.

آسمانِ

آسمانِ دست های تو
برای من حریم ِ عشق می شود
تو فرشته ی منی که در زمین
جا به جا
نام ِ تو ، بهشت را به یادِ من می آورد
نامِ تو
بهترین گُلِ زمین
که آسمان برای رویشت
نم نمِ قشنگِ عشق هدیه کرده است

لطیف ترین گل

 

هتر زجان ندارم جانم فداي مادر 
تا زنده ام چو خاکم در زير پاي مادر 
نشنيده ونديدم اندر جهان هستي 
آهنگ دلنشيني چون لایي لایي مادر

 

میزبان غم ها

مادر همیشه میزبان غم ها و ناراحتی های ماست!
کاش بتوانیم او را در شادی هامان نیز شریک کنیم

یادمه

یادمه اونوقتاکه کوچیکتر بودم مریض میشدم،مامانم میگفت دردت بجونم دردت بِه تَنم :
حالا میفهمم که چرا هرچی من بزرگتر شدم مامان دردمندتر شد )):
ای کاش بودی تا جبران میکردم

همیشه

همیشه دستات رو محکم میچسبیدم
انگار همه چیزای دنیا تو دستــــــــــای تو پیدا می شدن
دستای بزرگت رو می گرفتم و پابه پای قدمای کوچیک من می شدی
اینقدر دلگرم از این تکیه گاه گرم بودم

بزرگ‌ترین لذت زندگی

بزرگ‌ترین لذت زندگی وقتیه که خودتو می‌زنی به خواب
مادرت میاد یواشکی پیشـونیت رو میبوسه و قربون صدقه ات میره

کاشکی الان اون لحظه بود ...



 

ستاره ها

مادرم تو را به ستاره ها قسم بگو در شب چشما نت چه داری که اینگونه مرا آرام میکند؟
میخواهم بنو یسم از درونم از احساسم اما : کلمه ها در مقابل تو کم می آو رند , دیشب از لب پرتگاه خلوتم سرخوردم ,اگر پل خیال تو نبود در هجوم رودخانه تنهاییم می مردم

خونمون

 

خونمون خالیه از تو ، رفتی تو واسه همیشه
رفتی و نبودن تو ، هنوز باورم نمیشه


سکوتم

مـــــــــــــــــــــــــــــــــادرم :

سکوتم را به باران هدیه کردم

تمام زندگی را گریه کردم

یادمه

یادمه که از سر کار که میومد مادرم قبل از اینکه لباس بیرونش رو عوض کنه میرفت آشپز خونه ، تا یه بوی لذیذ تو خونه راه نمی انداخت رضایت نمی داد .
دلم برات هزارتاتنگ شده مادر

عاشورا

مادرعزیزم

 

مادرعزیزم به خاطرتمام مهربانیهایی که درحق من کردی وبه من بال وپردادی و مرا بالنده کردی وباسوختن خودعشق وشور دروجودم روشن کردی باهمه وجودم وبا تک تک سلولهایم دوستت دارم همیشه یادت در قلب من میماند.

فرشته ای

مادر فرشته ای که صبح زود برای اینکه از کارت عقب نمونی اونقد صدات میزنه که ساعت روی میز کم میاره
مادر فرشته ای که هر وقت نگرانی اون صد برابر تو نگرانه