پیراهن
من را به در خانه بیاویز
تا مردم این شهر بدانند که ؟ بودم

جز راه شهیدان وطن ره نسپردم
جز نغمه آزادی شعری نسرودم

اشعار مرا جمله به آن شاعره بسپار
هر چند که کولی صفت از من برمیده است

او پاک چو دریاست تو ناپاک ندانش
گرگ دهن آلوده و یوسف ندریده
است

به گونه او بوسه بزن عشق من او بود
یک لاله وحشی بنشان بر سر مویش

باری گله ای گر به دلت مانده ز دستش

او عشق من است آه ...
میاور تو به رویش

نصرت رحمانی