ه يادت داغ بردل مي‌نشانم 
ز دیده خون به دامن می‌فشانم 
چو نی، گر نالم از سوز جدایی 
نیستان را به آتش می‌کشانم

************************ 
به یادت ای چراغ روشن من 
زداغ دل بسوزد دامن من 
ز بس در دل، گل یادت شکوفاست 
گرفته بوی گل، پیراهن من

************************ 
همه شب خواب بینم، خواب دیدار 
دلی دارم، دلی بی تاب دیدار 
تو خورشیدی و من شبنم چه سازم 
نه تاب دوری و نه تاب دیدار

 ************************ 
سری داریم و سودای غم تو 
پری داریم و پروای غم تو 
غمت از هرچه شادی دلگشاتر 
دلی داریم و دریای غم تو

شعر از مرحوم قيصر امين‌پور