سخت دلگیرم
سخت دلگیرم نمی دانم چرا
از خودم سیرم نمی دانم چرا
غربت و دلتنگی و بیچارگی
گشته تقدیرم نمی دانم چرا
روزها تشویش شبها اظطراب
می کند پیرم نمی دانم چرا
یک نگاه ساده در صبحی زلال
کرده زنجیرم نمی دانم چرا
از خودم سیرم نمی دانم چرا
غربت و دلتنگی و بیچارگی
گشته تقدیرم نمی دانم چرا
روزها تشویش شبها اظطراب
می کند پیرم نمی دانم چرا
یک نگاه ساده در صبحی زلال
کرده زنجیرم نمی دانم چرا
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 19:54 توسط بهنام
|