سخت دلگیرم نمی دانم چرا

از خودم سیرم نمی دانم چرا


غربت و دلتنگی و بیچارگی


گشته تقدیرم نمی دانم چرا


روزها تشویش شبها اظطراب


می کند پیرم نمی دانم چرا


یک نگاه ساده در صبحی زلال


کرده زنجیرم نمی دانم چرا